نمی دونم رو کدوم حریر و مخمل بنویسم اسمتو با یاس و پونه با کدوم برگ و کدوم جوونه سبز بنویسم مادر ای چراغ خونه واژه مادر رو از عشق میشه ساخت تو حجم خورشيد میشه از زلال شبنم حرمت مادر رو فهمید توی باغ التماسم ساقه سبز دعایی مادر ای روح حقیقت تو کلامی از خدایی دو تا چشمای نجیبت مثل آینه روبرومه خاک پاهای تو بودن تا قیامت آرزومه
+نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت9:34توسط مینا |
|