تبليغاتX
بر باد رفته - در سرزمين من...

بر باد رفته

همه چیز

در سرزمين من

انگار روزنامه­ها لال به دنیا ­آمده اند،

رادیو: کَر،

تلوزیون: کور!

فاجعه در راه است

و صدایی نمی آید

...

در شمال سرزمينم

در رستوران‏، جنگل، كوه و ساحل

کنار جاده و پمپ بنزين

ديدم که زنان و دختران

حیا، نجابت و پاکی را سلاخی می کنند

خودکشی دسته جمعی؟!!!

...

می گویند: درخت اگر بسوزد... دودش

شعری از قصه برای باغ می نویسد

باغ که بسوزد ... دودش

شعری از قصه برای کوه می نویسد

و کوه اگر بسوزد... دودش

تراژدی برای شهر می نویسد

...

اما حیفا و دریغا!!!

کاش درخت، باغ و کوه می سوختند!!!

درخت کرم گذاشته و پوسیده است!!!

و من اگر بپرسم: چرا؟!

لال، کَر و کورم می­کنند.

+نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت15:48توسط مینا | |